پالوده با سوخت امریکایی
روزی روزگاری در شهر کریمان و فضیلان از روی شدت گرمای موجوده تصمیم گرفتیم تا برویم و فالوده ای بزنیم تا روحمان خنک شود و جانی دوچندان بیابیم اگر در جریان باشید فالوده های کرمانی هم برای خود بو وو مزه ای دارند اما از آنجایی که استعمار در این جا هم ریشه دوانده و ما هم پیرو فرهنگ بیگانه بودیم صاف صاف در شهر فالوده کرمانی سفارش یک فالوده شیرازی دادیم تا این رشته سر دراز پیدا کند ! همینطور که داشتیم می خوردیم خنک هم میشدیم ولی خودمانیم هیچ فالوده شیرازی فالوده شیرازی های تهران نمی شود !اما در همین حال تلویزیونی هم جلوی ما روشن بود وتحلیل یک مسئله که در هین خنکی سبب شد اقسی نقاط بدنمان بسوزد! مردک قبیح با آن چهره تابلو ایرانی اش در نیویورک از افزایش سوخت و تورم در امریکا می گفت !!انگار نه انگار که ما در شهر ارزانی ها بابت همان فالوده ۴۰۰ ۵۰۰ تومانی پیاده شدیم وای به حال گرانی هایش !و جالب تر آن که از استفاده مردم از وسایل عمومی در امریکا می گفت باز بهتر از پیاده روی به دلیل نداشتن بلیت اتوبوس است!!! من نمی دانم این طرف خبرنگار ه قزوینی بود یا سنگ پای آن جا را گرفته بود که این طور رشته های فالوده ما را با رشته های اعصاب ما قاطی کردو زهر مار شد هر آنچه بخوردیم !خلاصه آنکه همین طور او از وضع بد شیطان بزرگ می گفت و ما هم به ایرانی بودن خود افتخار می کردیم که به به ! چه گل و بلبلی !
عکس تزیینی است و هیچ ارتباطی با موضوع مطلب ندارد. |