ما شما را بجای خندیدن به اندیشیدن دعوت می کنیم
ما دونفر

پس عید شما تسلیت باد
خواهشمند است در راستای نو آوری و همبستگی ملی در تغییر الگوهای مصرف در امسال به نکات زیر توجه فرمایید :
اگر تا امروز صبحانه یک نان سنگک با کره و مربا میل می کردید از آنجایی که کره و مربا اسراف است و نان سنگک جنبه اقتصادی ندارد همان نان خشک خالی کفایت می کند
اگر تا به امروز گوشیهای همراه( مدل بالاو پایینش فرقی ندارد ) داشتید از آنجا که باعث چشم و هم چشمی می شود موبایلهایتان را بفروشیدو به جای آن خروس قندی بخرید . البته این خروس قندی را برای ناهار کناربگذارید چرا که صبحانه مفصلی خوردید و بیش از حد خوردن بر خلاف تغییر الگوی مصرف است و باقیمانده خروس قندیتان را نگه دارید برای شام چرا که صرفه جویی درست مصرف کردن است نه کم مصرف کردن !!
اگر باراک اوبامادر نطقی به زبان خود در مقابل دوربینها قرار گرفت و نوروز را به زبان فارسی تبریک گفت بدانید این تلاشها در راستای همان تغییر الگوهاست و هیچ ربطی به " مرگ بر آمریکا ندارد "پس خواهش می کنیم " آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند " را جدای از تغییرات الگویی بگذارید.
اگر تا به امروز دو کاسه آب مصرف می کردیداز این به بعد یک کاسه آب بخورید و اگر یک کاسه آب مصرف می کردید همان بهتر که کلا در مصرف آب الگویتان را تغییر دهید . اما از آنجایی که برق را ما نمی توانیم درکاسه بریزیم و بخوریم پس بگذاریم دیگران در کاسه ما بریزند و بخورند !!
اگر در انتخابات می خواهید تا حضور گسترده داشته باشید اینبار چپ و راستتان را ول کنید و به اصل موضوع رای دهید !
در ضمن در ایام عید به جای پسته خوردن مغز همیدگر را بخورید !!!
راستش را بخواهید برهمگی واضح و مبرهن است که ملی شدن نفت اتفاق مهمی بود و برای زمان خودش (آن روزها که هنوز محمود به دنیا نیامده بود )مد روز بود !!!تا چیز آقایان به ته دیگ می خورد سیاه نفتی می شد !!!اما از وقتی ما انرژی مان نفتی شد خودمان هم نفتی شدیم و و علاقه به نفتی کردن دیگران داشتیم گاه نفت را سر سفره ها به خورد مردم می دادیم گاه انرژی نفتیمان را به خورد مردم می دادیم . ان قدر انرژی مصزف کردیم تا اینکه یه روز هسته ای کوچک در انرژیمان پیدا شد تا مدتی هم هسته ها را به خورد مردم بدهیم غافل از اینکه میوه اش را کسی دیگر خورده است !!
هنرپیشه ناشناس :بیا هالیوودیها هم فهمیدن دولت و سخنگوش عجب فیلمیند !!
مدیر کل زنان سرپرست خانوار :سال ۸۷ با کاهش بودجه مواجه بودیم !- جراید
بودجه مدار :می خوای بگی سالهای پیش با افزایش بودجه مواجه بودی!!
می دانستم استقلال شکست می خورد !- جراید
غیب گو :پس چرا رفتین بازی کردین که خودتون را سبک کنید !
اسامی بازیکنان تیم ملی برای دیدار با تیم ملی کنیا اعلام می شود !-جراید
محمود :باز بگین دیدار مقامات کشوری با کشورهای سودان و تانزانیا و کنیا هیچ ثمره ای نداره این هم یه نمونه از ثمراتش !
دانشگاه آزاد اسلامی از هیچ کاندیدای ریاست جمهوری حمایت نمی کند !- جراید
دانشجوی ورشکسته :حالا کی از دانشگاه آزاد حمایت می کنه ؟
حتما در جریان هستید که چند وقت پیش یک آقایی اطراف مجلس خودش را سوزانده اگر هم نیستید حالا در جریان باشید و حتما هم در جریان هستید که می گویند طرف معتاد بوده و به خاطر اعتیاد دست به چنین کاری زده اگر در جریان نیستید حالا در جریان باشید این شد که چکاچک گفتگویی جنجالی را با این عزیر سوخته نموده است و حتما هم در جریان هستید که همه گقتگوهای چکاچک خیالی است اگر نیستید حالا در جریان باشید .
چکاچک :چی شد که خودتو سوزوندی ؟
معتاد سوخته شده :هوا سرد بود می خواستم گرم بشم
چکاچک :چی شد که مقابل مجلس خواستی گرم بشی ؟
معتاد سوخته شده :آخه تا به در مجلس رسیدم لرزم گرفت
چکاچک :هیچ راه حل بهتری نبود برای گرم شدن ؟
معتاد سوخته شده :اگر بود که حتما خودم را منفجر می کردم !
چکاچک :در مورد اعتیادت توضیح می دی چی شد که معتاد شدی ؟
معتاد سوخته شده :واله درست به خاطر نمی آرم یک روز مقابل مجلس چون هوا سرد بود و می خواستم گرم بشم خودم را سوزوندم فرداش وقتی تو تخت بیمارستان دراز کشیده بودم و داشتم تلویزیون می دیدم دیدم که اخبار داره در مورد معتادشدن من حرف می زنه !
بر پايه ي آخرين اخبار رسيده به پچ پچ نيوز كلاه قرمزي همراه با گي گي لي و پسر عمه قصد بازگشت به تلويزيون را دارند، برخي آگاهان بر اين اعتقاد هستند كلاه قرمزي و يارانش قصد دارند با بازگشت به تلويزيون تبليغاتي زودهنگام را براي اولين دوره ي انتخابات رياست جمهوري در شهر كارتون ها آغاز كنند.
بر پايه ي برخي اخبار پچ پچي و تاييد نشده از آنجا كه كلاه قرمزي به دليل داشتن سوء پيشينه و داشتن رابطه هاي 18+ با فردي به نام "سروناز" احتمال ردصلاحيتش بسيار زياد است، به احتمال بسيار زياد وي كانديد رياست جمهوري نخواهد شد.ديگر اخبار پچي پچي نيز حاكي از آن است كه "گي گي لي" همان "گاگولي" بوده است كه پس از بازگشت از مالزي نامش را به "گي گي لي" تغيير داده است، گفتني است گي گي لي براي ادامه تحصيل به مالزي رفته بود و پس از سالها تلاش و رياضت توانست با موفقيت از مدارس معتبر مالزي مدرك پنجم دبستانش را بگيرد، شنيده ها حاكي از آن است كه چون سطح تحصيلات ايشان پايين است وي نيز كانديد رياست جمهوري نخواهد شد.
بر اساس آخرين اخبار رسيده به پچ پچ نيوز اين كميته ي سه نفره روي پسر خاله اجماع خواهند كرد، پسر خاله يكي از عناصر ارزشي محسوب شده و تمام عمر خويش را در راه زحمت كشيدن سپري كرده است، گفته مي شود وي با شعار "برم نون بخرم!" و همچنين شعار "نفت بيارم؟!" پا به عرصه ي انتخابات خواهد گذاشت.
البته از اینکه این تیتر را به عنوان سرتیتر این نوشته برگزیدم واقعا شرمندم قبول دارم که مردهای ما از زنان ما بیعرضه ترند اما در بی عرضگی زنان ما هیچ شکی نیست !!این را من نمی گویم سازمان ملل متحد در آخرین گزارش خود در مورد نقش زنان در مدیریت و قانونگزاری در کشورها می گوید !!! راستش را بخواهید زنان ما که اخیرا برابری ارثشان با مردان وتو شده است !!!!تنها ۱۶ درصد از سهم از شرکت در کارهای مدیریتی و قانون گزاری کشور را بر عهداه دارند که از بین ۱۲۰ کشور دنیای مورد بررسی گرفته کشورما شده ۱۰۱ ام !!!البته مهم ۱ (یک بودن ) ماست که دوبار در این مقام تکرار شده !
حالا شاید یکی از دلایلی که چرا زنان ما زیاد دنبال مدیریت و ریاست نیستند بر می گرددبه اینکه اساسا تا زمانی که ارث و مغز کسی نصف دیگری است چه لزومی دارد تا ریاست و مدیریت بکند . بخشی از آن هم بر میگردد به اینکه ما فعلا در مورد زنان و بودن یا نبودن حجاب که آیا مصونیت است یا محدودیت باید به تفاهم برسیم یا اینکه افتخار کنیم که زنان نمونه ما مثل مردان ما هستند !!!
تا کنون حتما شنیده اید. خبر خیلی ساده بود: توی ده شلمرود حسنی تک و تنها موند. یادداشتی که پورنگ فیروزفر برای فارس نوشت.
ولی این یار همیشگی حسنی کی بود؟ حسنی که بود؟
منوچهر احترامی، سال 1320 به دنیا آمد و از 17 سالگی طنزنویسی را با توفیق آغاز کرد. با امضاهای مختلفی در نشریات و رادیو طنزنویسی کرد. 50 سال خواند و خواند و خواند تا بتواند بنویسد. و 22 بهمن 87 درگذشت.
آری او خواند و خواند و خواند و آنگاه نوشت. می گفت و می گفتند بارها گلستان و بوستان را خوانده است. گویا با آنکه آنرا به یاددشت هنوزهم خواندن آنرا ادامه داد تا بتواند اثرهای ماندگاری چون طنزهایش، کتابهای داستانش را بنویسد و طنز را بشناسد و بشناساند.
این چند روزه نوشته های زیادی درباره او نوشته شد. ادامه را ببینید:
http://www.ketabnews.com/detail-4650-fa-17.html
http://zamaaneh.com/news/2009/02/post_7960.html
http://sandali.persianblog.ir/post/361/
http://zamaaneh.com/saberi/2009/02/post_42.html
http://www.mardomak.org/news/manouchehr_ehterami_tribute/
خدایش بیامرزد. ما را نیز چون او!!
نمیدانم تا به حال شده است کلمه ای را به کار ببرید که مفهومش را خودتان ندانید والبته وانمود کنید که می دانید جالب اینجاست طرف مقابلتان هم که معنی این کلمه را نمیداند وانمود می کند که می فهمد !!فقط کافی است شما در میان سازوکار ساختارهای حرفهایتان چند لغت ایدئولوژیکی بی معنا ومفهوم بسازید آن وقت کسی جرات نفهمیدن آن را به خود نمی دهد (درست مثل همین یک جمله قبل ) تا نکند از غافله پیشرفت فرهنگی ما در راستای ساختن کلمات و بازی با آن عقب بماند.
این روزها هر بار مسئولی که مسئولیتش از شیر مرغ تا جون آدمیزاد باشد ! برای حل مشکلات از یک واژه به نام فرهنگ سازی استفاده می کند . اگر احیانا ما اقتصادمان مشکل دارد راهکارش فرهنگ سازی است ملت ما معتادن راهکارش فرهنگ سازی است با مادر زنمان بحثمان شده راهکارش فرهنگ سازی است احیانا دچار بیماری بیرون روی شدیم راهکارش فرهنگ سازی است خانه یا پول نداریم راهکارش فرهنگسازی است از ریشهای بی ریشه بدمان می آید راهکارش فرهنگ سازی است....
خلاصه اگر موقع دستشویی رفتن پای چپ و راستمان را هم قاطی می کنیم راهکاری جز فرهنگ سازی ندارد.
همانطور که شما هم می دانید در این روزها یکی از مهمترین و مشهورترین چیزها که در تاریخ بشریت تا به کنون معرفی شده دوست عزیز ماهواره ماست که به هوا پرتاب شده این است که چکاچک گفتگویی را انجام داده است با امید به هوا رفته البته این گفتگو هنوز به جایی مخابره نشده است پای گفتگو با امید می نشینیم و از آنچه که برایش تا کنون رخ داده است پرسش می کنیم :
چکاچک :امید جان سلام از هوا فضا چه خبر ؟
امید :چه سلامی چه علیکی اونجا رو زمین نشستین راحت لم دادین دهن ما این بالا سرویس شد
چکاچک :الان داری چی کار می کنی ؟
امید:واله از وقتی که من را اینجا فرستادن همین جور دارم می چرخم
چکاچک :الان چه احساسی داری؟
امید:احساس سرگیجه !البته یه چند بارهم به خاطر حالت تهوع به استفراغ افتادم که آن را به گوش جهانیان مخابره کردم
چکاچک :می شه از ان لحظه به یاد ماندنی برایمان حرف بزنی ؟
امید:راستش اون روز ما را گذاشتن سر یک چیز دراز بعد نفهمیدیم چه شد که هوا شدیم . شنیده ام سر یکی از میادین هم چیزشان را به جهانیان نشان دادند !راست می گن ...

یکسال پیش در چنین روزهایی بود که ما انقلابی کردیم در عرصه هنر و فرهنگ و ادب(البته ادب و فرهنگ به روش خودمان ) . این انقلاب ما آن قدر نورانی بود که به گوش جهانیان که هیچ به گوش دوستان همیشه دشمنمان از طریق سفینه فضایی امید در کرات دیگر هم به تازگی مخابره شده است !هر چند که الان چند ماهی است که کار خاصی صورت ندادیم و چیزی ننگاشتیم اما از آنجایی که ما عادت به سالگرد گرفتن و گرامی داشتن کارهای نکرده و غلطهای کرده مان داریم این است که اولین سالگرد چکاچک را گرامی می داریم و از امروز سری جدید چکاچک ۲ را به خورد وبلاگ نویسان و دوستداران خواهیم داد !
مطمئن باشید که چکاچک ۲ مثل همه مجموعه های سینمایی و تلویزیونی که چند شماره ای هستند از دفعه قبلش مزخرفتر و مسخره تر خواهد بود اما چه کنیم که ما به این سادگیها آدم بشو نیستیم و راستش را بخواهید سوژه ها و برخی دیگر هم همین طور !!!!
با سپاس
خرمگس
|
به خبر زیر توجه کنید شما در باره تفاوت وتبعیض چه نظری دارید درباره فیلم المپیک پکن | ||||||
| مجیدی : به اندازه همه سینمای ایران عوامل و امکانات در اختیارم بود | ||||||
| تهران – خبرگزاری ایسکانیوز: مجید مجیدی گفت : برای ساختن فیلمی درباره المپیک پکن به اندازه همه سینمای ایران عوامل و امکانات در اختیارم بود . | ||||||
زمانی که روز نخست برای کار رفتم، یک خیابان را برای اینکار بسته بودند و در آن روز تعطیل تعداد زیادی آدم به خیابان آمده بودند. با خودم گفتم اینها چه قدر بیکارند که برای یک فیلم به خیابان آمدهاند، اما دیری نگذشت که فهمیدم همهی اینها عوامل فیلمبرداری من هستند. چیزی حدود 140 تا 150 نفر بودند. فقط گروه فیلمبرداری 30 نفر میشدند. فیلم را هم با حمایت ویژه مسوولان چینی در یازده روز که فرصت داشتیم به اتمام رساندیم.» | ||||||
ما نمی خواهیم ارتباط بین گودرزخان و شقایق خانم رابررسی کنیم چراکه هر ارتباطی با هم داشته باشند به ما مربوط نیست و ماعادت نداریم تا به حریم خصوصی کسی تجاوز کنیم بلکه می خواهیم تا بدانیم که ایشان نسبت به چه کسان دیگری حق پدری دارند
۱. کسانی که که قصد رفتن به سربازی را ندارند
۲. کسانی که قصد رفتن به هیچ دانشگاه دیگری را ندارند
۳. کسانی که بضاعت مالی درست و حسابی ندارند
۴. کسانی که علاقه شدیدی به کوهنوردی دارند
۵. کسانی که به کار کردن علاقه مندند
۶.کسانی که با وزارت علوم درگیری دارند
۷. کسانی که طرفدار ...اند !

۱.بعضی دخترها نسبشان به چسب و سریش می خورد اگر به یک کسی بچسبند عمرا قابل جداسازی باشد و همین چسبهاست که بعدها موجب پیوندهای خواسته و ناخواسته حتی از نوع پیوندهای قلبی زور زورکی می شود
راهکار:سعی کنید برای پیوند قلبهایتان از منگنه استفاده کنید.
۲.بعضی دخترها علاقه بسیاری به لارج بودن و اروپایی رفتار کردن دارند پیشنهاد می کنیم اگر کسی احیانا به این گونه که اصلا هم نایاب نیست بر خورد کرد از هم صحبتی با طرف مورد نظر زیاد قند تو دلش آب نشود مطمئن باشید اگر کسی با بدبختی مثل من و شما دل بدهد و قلوه بگیرد بدانید با شخص دیگری بده بستانهای فراتر از دل و قلوه تا حد جگر هم داشته است .
راهکار:سعی کنید شبهای جمعه با بچه ها دور هم جمع شوید و برای زدن تو دهنی محکم به این گروه جوجه کباب بخورید

۱ ما خوب سواری می دهیم
۲ خوب از ما سواری می گیرند
۳ عادت کردیم سواری بدهیم
۴ما اصلا نمی دانیم چه وقت چه کسی روی ما سوار می شود .
۵قیافه مان به آدمهایی که سواری می دهند می خورد .
۶چون جفتک زدن بلد نیستیم یا اگر بلد باشیم رویمان نمی شود بندازیم که یک وقت نگویند خریم غاقل از اینکه وقتی سواری می دهیم همه فهمیدند که ما خریم !
نتیجه گیری اخلاقی : اگر خواستید تا خر باشید سعی کنید همیشه جفتک بندازید نه اینکه سواری بدهید !

باو رکنید این تصویر دو خر است که یکی به دیگری سواری می دهد خواهشا استنباطهای نامربوط از عکس نفر مائید
این دیگر چه جور پروژه ای است که اخیرا در ساخت و ساز مطرح می شود نمی دانم مگر دوم خردادیها بولدوزرند یا خدای نکرده ریاست جمهوری بزرگراه است !که بخواهند از آن عبور کنند یا نکند سخنگوی این سخن مهندس ناظر است که از چنین پروژّ ه ها و طرحهایی سخن می گوید این میان تکلیف مردم چه می شود لابد آنها هم کارگران ساختمانی اند !اصلاا مگر آرزو داشتن بر جوانان عیب است یا شاید هم بر جوانان دوم خردادی عیب باشد اصلا مگر انتخابات چه وقت هست ؟ که برنامه ها و طرحهای بلند مدت مطرح می گردد نمی دانیم این میان کی چه کاره است ولی هرچه هست امروز هوای خوبی است برای پیاده روی !!
مستضعف :یعنی اولین شهر گران جهان تهرانه !
اجلاس کشورهای حوزه نوروز نیمه امردادماه برگزار می شود
پشت کنکوری:این دیگه چه جور حوزه ایه مال حوزه خلیج فارسه یا امتحانات کنکور
امضای تفاهم نامه سازمان میراث فرهنگی با بانکهای خصوصی
سرباز هخامنشی :پس بالاخره میراث فرهنگی هم خصوصی شد
آرزوی رضا زاده کسب مدال سوم طلای المپیک
رقیب خوشحال :فعلا تو خانه استراحت بکن وزنه بلند کردن برات ضرر داره ان شاا... چهار سال بعد
هشدار اساتید و چهره های برجسته آمریکا به اوبا ما درباره حمله به ایران
کاندیدای حزب مستقل :حالا بگذارید رئیس جمهور بشه بعد
تئاتر به تبلیغات گسترده نیازمند است
طرفدار منافع :انتخابات ریاست جمهوری چه طور؟
دستیابی ایران به فناوری تولید استخوان
بی سواد :مگه از فناوری هسته ای هم استخوان تولید میشه !![]()

نمی دانم چرا ما برای عمران و آبادانی محلهای نامناسبی را انتخاب می کنیم مثلا جاده های بدون آسفالت یا چاله چوله های شهر یا ساختمانهایی را که باعث کشته شدن ۱۷ نفر می شود را ول می کنیم می رویم روی بیستون ریل راه آهن رد می کنیم !یا به جای آنکه به فکر اب زاینده رود باشیم روی قبر کورش سد می بندیم ! یا می رویم روی اماکن تاریخی شهر شوش هتل می سازیم اخر عمران و آبادانی هم حدی دارد حد هم نداشته باشد جایی دارد جاهم نداشته باشد.... اصلا ما آبادانی بدون حدو جا نخواهیم باید خاک را برسر چه کسی کنیم ! (منظورم همان است که چه خاکی بر سرمان کنیم )